|
|
|
||||
|
کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم ، اکنون که بزرگ شده ایم چه دلتنگیم ، کاش همان کودکی
بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند ، اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل
خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم ، سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام هیچ میدونستی؟ وقتی یه بار از یه نفر ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با
ماشین بهت زده و داغونت کرده ولی وقتی می بخشیش درست مثل این
می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه
تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام
بازم اومدم
اومدم اساسی بچسبم به وبلاگ
دیدم همه دارند فعالیت میکنند خونسارو بکشند اون بالا بالا ها گفتم منم بپرم وسط
راستی من خدمتم بیشتر از بعضیاستا تاریخ اولین پستو یه نگاه بندازید
میخوام از حالا به بعد هر چی که باعث پیشرفت خوانسار میشه اینجا مطرح کنم کمکم کنید
راستی من لینک آزادم هر کی خواست لینکم کنه و سه سوت بگه تا لینکش کنم
فعلا بای |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بوسه آتش مي زند بر جسم و جان بوسه يعني عشق من , با من بمان شرم در دلدادگي بي معني است بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان طعم شيرين عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است بهترين هديه پس از يك انتظار بشنويد از من فقط يك بوسه است بوسه را تكرار مي بايد نمود بوسه يعني عشق و آواز و سرود بوسه يعني وصل جانها از دولب بوسه يعني پر زدن , يعني صعود |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
محبت سختی
زندون مهر تنگی بی قراری گل قرار تنهایی ترس غزل برد باخت قلب دوست صداقت زندگی شکوفه ستاره من و تو وفا دل سکوت یار بهار ویران درد عطر مجنون لیلی دیوانگی باران نامه عهد رها لاله خوشبختی تجربه زیبا حبس علاقه شیرین تلخ فرهاد پروانه فرشته شمع گاه رنگین کمان شفق اتفاق عاشق عشق مادر پدر دریا راه شعله رسم روزگار رفاقت رمز و راز پنجره |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !
خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود! پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد! مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت! مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید! خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد. آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم! |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کاش می دونستی نازنین چقدر دلم تنگه برات کاش می دونستی که دله اونکه گذاشتی زیر پات کاش می دونستی نازنین که تا چه حد خرابتم آبی نبودی و بازم دیوونه ی سرابتم تو آسمون اون چشات بازم می خوام بشینم و ستاره ها شو بشمرم بدون دوستت دارم هنوز اگر چه دلگیرم ازت اگر چه خیلی دلخورم چاره چیه؟چاره چیه؟ که دل گرفتار تو بدجوری عاشقت شده بدجوری تو کار تو خیلی باهاش حرف می زنم اما به خرجش نمیره انگاری از دوری تو راس راسی داره میمیره! |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
الو ... الو... سلام کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟ مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟ پس چرا کسي جواب نميده؟ يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار داري کوچولو؟ خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده. بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ... هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم . صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟ فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟ بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگي خدا باهام حرف بزنه گريه ميکنما... بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛ بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغض امانش را بريده بود بلند بلند گريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟ نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن. مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نيستيم؟پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد... خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه...کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت. کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک است ... بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي... کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت..... |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
*میدونی فرق من با توپ چیه؟ توپ رو باید شوت کنی تا گل بشه اما من خودم گلم.
حالا می دونی فرق تو با توپ چیه؟ توپ رو باید شوت کرد اما تو خودت شوتی.
*یه روز (گاف/الف) رو میبرن برای اعدام ازش می پرسن حرفی نداری بزنی . میگه نه .طناب رو میندازن دور گردنش و میبرنش بالا . میگه صبرکنید!صبرکنید!میخوام یه چیزی بگم . میگن خوب بگو . رو میکنه به دوستش میگه غضنفر خونتون از این بالا پیداست.
*یه روز (گاف/الف) میره موزه لوور فرانسه. خسته میشه و یه صندلی پیدا میکنه و روش میشینه. مامور موزه با سرعت میاد طرفشو میگه: پاشو پاشو این صندلی ناپلون. (گاف/الف) بهش میگه هنوزکه نیومده هروقت اومد پامیشم.
*(گاف/الف) اگه امروز دمای هوا صفر درجه باشه و فردا دو برابر امروز سرد باشه فردا دمای هوا چند درجه است؟ * * * * * * * * * ** * *** / - / / - / شب شده نردبون گذاشتم بری بخوابی ماه من. / - / |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بعضيها شعرشان سپيد است، دلشان سياه
|
|||||
|
|||||